عید امسال ده فروردین
همه چیز از ساعت دو بعد از ظهر شروع شد عرفانه عزیزم تو با یک بالا آوردن ساده راهی بیمارستان شدی و چهار روز و سه شب در بیمارستان کسری بستری شدی الهی برای جسم کوچولوت که طاقت این بیماری رو نداشت بمیرم ولی خدا رو شکر با زحمتای مامانت به سلامتی اومدی خونه.اما قسمت دردناک این مصیبت برای تو بود ریحانه عزیزم. تو باید بدون مامانت خونه مامانی می موندی من هم شب ها کنارت بودم. بنده خدا بابا حجتتون هم پا به پا مامان تو بیمارستان بود. دخترا باورتون میشه این ویروس که تو بدن عرفانه بود سه نفر آدم بزرگ رو تو بیمارستان نگه داشت. حالا ریحانه خوشحالی چون بابا حجت قول داده به خاطر صبر و تحملت همه رو یه شهر بازی توپ ببره.آهای دو تا دختر خوشگل خاله باز هم خوشحالم که این بار هم توی این بازی که ما بین ما و خدا بود نباختیم.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


عید امسال ده فروردین
