چهره جدید
ریحانه جونم قربون اون موهای خوشگلت امروز رفتیم و موهات رو کوتاه کردیم گل مامان خیلی خوشگل شدی به قول خاله سارا یه (kiss) خوشمزه برای تو. ...
نویسنده :
مامان عادله
22:22
راه رفتن
عزیز دل مامان قربون اون پاهای کوچولوت برم امروز روزی که به تنهایی از زمین پا شدی و تنهایی بدون کمک من و یا خاله مهناز راه رفتی از خوشحالی فریاد می زدم. ...
نویسنده :
مامان عادله
17:51
روز معلم
ریحانه جون اینم به افتخار مربی های مهدت . ...
نویسنده :
مامان عادله
22:17
گلاب کیری سال نود و یک
ریحانه و عرفانه عزیزم الان دو تایتون از خستگی خوابیدید امروز بهتون خیلی خوش گذشت صبح رفتیم قم و بعدش رفتیم کاشان. قمصر کاشان گلابگیری بود و بسیار زیبا و دیدنی . ریحانه تو با دقت به باغ گل ها نگاه می کردی و روش درست کردن گلاب رو می دیدی و عرفانه عزیز تو هم حواست به جوجو ها پرت می شد. عزیزای دلم از این که شما رو غرق لذت می دیدم کیف می کردم با تمام وجود دوستتون دارم. ...
نویسنده :
مامان عادله
22:09
مشهد
عزیزای دلم الان که دارم می نویسم بعد از شش روز که رفته بودیم مشهد برگشتیم. خیلی به هممون خوش گذشت بابا حجت هم از کیش اومد و کنار ما بود. حرم امام رضا خیلی با صفا بود. ریحانه تو که با چادر به حرم می آمدی و عرفانه تو هم از دیدن جوجو ها اونجا به وجد می آمدی و مدام می گفتی جو جو .
نویسنده :
مامان عادله
22:07
بدون عنوان
من خیلی دوست دارم هر چی را به دخترهام می خوام یاد بدم در قالب قصه باشه الانم می خوام بنویسمشون که در اینده هم انها استفاده کنند. عزیزای دل مامان عاشقتونم
نویسنده :
مامان عادله
21:12
بدون عنوان
نوشتن دلنوشته حال وهوای خاصی دارد که من آن را خیلی دوست دارم اگر به من سر زدید از گوشها ی دلتون یک نشونه برای من بزارید منتظرتون هستم
نویسنده :
مامان عادله
20:53
روز زیارت
امروز هممون برای زیارت رفتیم شاه عبدالعظیم الحسنی. بعدش هم رفتیم سر خاک آقاجون. عرفانه عزیزم من داشتم زیارتنامه می خواندم که تو با اون دست و پای کوچولوت توی حرم از ما دور شدی قربون تو برم ریحانه که رفتی و خواهرت رو آوردی . ...
نویسنده :
مامان عادله
21:53
پارک
باز ما برای رفتن به پارک تصمیم گرفتیم و بر خلاف همیشه دم در پارک پایداری یه جای پارک خیلی خوب برای ماشین بود. شما دو گل خوشگل خاله با مامانتون پیاده شدید که تا اومدی بری توی محوطه بازی بادی گرفت نه این جور که در عرض سه دقیقه همه از پارک در رفتد ولی ریحانه ما باز هم برای تو نشستیم گفتیم شاید باد قطع شه که دیدیم نه بابا. اون وقت خودت گفتی بریم. ...
نویسنده :
مامان عادله
21:44



