دختر کوچولوی مامان
یه دوست تازه
امروز نفیسه خانم رفت بیمارستان یه نی نی کوچولوی دو کیلو هفتصد گرمی دختر به دنیا آورد مامان عادله می گه امیدوارم که دوست خوبی برات باشه. ما همه از این خبر خوشحال شدیم. ...
نویسنده :
مامان عادله
17:30
واکسن یک سالگی
امروز اطراف ساعت هشت ونیم صبح رفتیم واکسنت رو زدیم تا قبل از این من و مامانی می بردیمت اما بعد از بیمارستان امروز مامان عادله جون تو رو برد خدا رو شکر الان خوابی و خیلی اذیت نشدی. ریحانه هم امروز کلاس لگو داشت و ساعت دو اومد.
نویسنده :
مامان عادله
17:24
دغدغه ثبت نام
ا مروز بیست فروردینه و شروع پیش ثبت نام. من فدای تو بشم که این قدر بزرگ شدی. باید چند جا اقدام کنم تا ببینم کجا قسمت بشه. امروز قراره برم پیش خانم لباف اصرار داره که تو رو اونجا یعنی همین مهد رضویه ثبت نام کنم. تا خدا چی بخواد. فقط این رو بدون بهترین ها رو برات می خوام.
نویسنده :
مامان عادله
10:47
عید امسال سیزده فروردین
دخترای نازنینم می دونم که برای امروز خیلی برنامه ریختید اما هممون باید بدونیم آنچه که خدا مقرر کرده همون میشه. مثلا می خواستیم امروز برای تو عرفانه تولد بگیریم. همه اقوام رو هم دعوت کرده بودیم اما نشد. تازه کادو تولدت رو هم گرفته بودم. اما من قول می دم که یه تولد دلچسب مثل تولد یک سالگی ریحانه برات بگیرم. دوستتون دارم.
نویسنده :
مامان عادله
10:41
عید امسال چهار فروردین
الهی برای دلهای کوچولوی جفتتون بمیرم مسافرت کیشمون هم به هم خورد ولی برای شما دو تا که بد نشد کلی عیدی جمع کردید. بابا هم سر خورده برگشت سر کار. ...
نویسنده :
مامان عادله
10:01




