پارک پایداری
دخترای عزیزم امروز رفتین پارک پایداری آنجا موسسه برگزاری مراسم چند تا بازی تدارک دیده بودند که تمام بازی ها با مواد بازیافتی بود. ریحانه خوشگلم اول به تو یه کارت دادند و بعد وارد تونل قصه شدی و از شیرو براتون قصه بازیافت قوطی های آبمیوه بود و بعد به قسمت بازی رفتی و آنجا هم از بازیافت بازی پرتاب حلقه را فراهم کرده بود وبعد هم پذیرایی و خوش گذرونی به تو که خیلی خوش گذشت. و تو عرفانه ناز نازی کنار ریحانه بودی و بازی ها رو می دیدی. دو تا هدیه خدا برای خوشحالیتون تمام تلاشم رو می کنم. ...
نویسنده :
مامان عادله
14:26
تست پیش دبستانی طلوع
ریحانه جونم قربونت برم که اینقدر از بزرگ شدنت لذت می برم الان ساعت یازده صبح داریم برای تست مدرسه طلوع می ریم. دختر گلم من به تو و استعداد هایت افتخار می کنم و می دانم خدا برای تو بهترین ها را رقم می زنه پس توکل به خدا. محکم می بوسمت. ...
نویسنده :
مامان عادله
10:43
روز مهمونی مامانی
مامانی شما دو گل خوشگل من دیروز به رسم هفت ساله خود برای تولد حضرت زهرا (س) مولودی داشت .ریحانه خانم شما صبح با مهد رفتی پارگ قیطریه و بعد با کلی به قول خودت هلاکی اومدی خونه و برای جشن آماده شدی. و تو عرفانه کوچولو از صبح حسابی خوابیدی تا کلی خوش اخلاق باشی که بودی. بچه ها مراسم بهتون خوش گذشت با دوست هاتون کلی بازی کردید. اینم عکس هاش...... ...
نویسنده :
مامان عادله
9:33
گله از بابا حجت
بابا حجت جون سلام ما هممون از تو ناراحت هستیم چرا به وب ما سر نمی زنی وبرامون پیام نمی زاری در رابطه با این موضوع دیگه باهات حرف نمی زنیم بالاخره یک روز می رسه که تو بیای وب ما رو ببینی وبخونی ولی بدون ما تو رو دوست داریم و دلمون می خواد نظر بدی ...
نویسنده :
مامان عادله
12:59
دردانه من
عرفانه جونم انقدر کوچولویی که مامان طاقت ناراحتی تو نداره چند روزه بی قراری میکنی شبها خوب نمی خوابی اخه می دونی چی شده داری چند تا دندون با هم در میاری من خیلی غصه می خورم ولی کاری از دستم بر نمی یاد می دونم مامان جون خیلی درد داری اصلا حوصله نداری خدا کنه زودتر بیاد بیرون تا توام راحت بشی خوشگل من برات می خوام مسواک بخرم وقتی ریحانه مسواک می زنه تو چشات میبینم که دلت می خواد بابا حجت هم هی اس ام اس مده که برات بخرم چش--------------------------------م می خرم برات ...
نویسنده :
مامان عادله
12:54
بدون عنوان
پرنسس من به اردو رفته من و عرفانه تو خونه منتظرتیم مامانی من ...
نویسنده :
مامان عادله
12:07




