دختر دوم من عرفانه دختر دوم من عرفانه ، تا این لحظه: 15 سال و 6 ماه و 13 روز سن داره

دنیای من و دخترام

تولد ریحانه

پرنسس زیبای من امسال کیکت سفید برفی و هفت کوتوله بود و صبح با خاله ات رفتی آرایشگاه و جلوی موهایت را بافت زدی به نظر من خیلی قشنگ شدی و شب هم خونه خانم جون افطاری بود و من (کیک تولدت) را آوردم اونجا. ودوست هات برات (کادو) آوردند و کلی بهت خوش گذشت تازه بابا حجت هم جایی دعوت بود اما به خاطر تو موند و کیکت رو خورد و بعد رفت. ...
16 مرداد 1391

آب بازی تو حیاط

دخترای خوشگلم امروز با مامانی رفتیم شلنگ برای حیاط و دوتا توپ بازی برای شما دو تا گلم خریدم. من رفتم به هر زحمتی بود توی حیاط اون رو نصب کردم و شما با مامانی حسابی آب بازی کردید و خودتون رو خسته کردید و بعدش هم حمام و خواب. وای که چقدر این ذوق کودکانه شما را دوست دارم.   ...
10 مرداد 1391

نیایش نیمه شب

عرفانه کوچولویم و ریحانه خانومم الان ساعت سه صبحه و شما دوتا پا به پای ما بیدار هستید. امشب ساعت دوازده به قصد دعای ابوحمزه راهی حرم شدیم که زیارت عاشورا و مداحی محمود کریمی به مناسبت شهادت خانم خدیجه قسمتمون شد. من به داشتن دختر هایی مثل شما افتخار می کنم و از خدا ممنونم که شما ها را قسمت من کرد. غنچه های من برای شگفته شدنتون از همین امام رضا کمک می خواهمَ.َ ...
9 مرداد 1391

عجله برای بزرگ شدن

خانم خوشگله من ،برات یه مقنعه خریدیم چون توام دلت می خواست مثل بزرگترها برای رفتن به حرم چادر ومقنعه سرت باشه خیلی ناناز شده بودی. عرفانه کوچولو،توام روسری ریحانه را سرت کردی که با دیدن قافت کلی خندیدیم. دخترهای گلم برای بزرگ شدن زیاد عجله نکنید. خیلی زود تر از آنی که فکرش را بکنیدبزرگ می شید. ...
8 مرداد 1391